کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۶۸ - نشئه گوشه دل از دیر و حرم نمی رسد...

1

نشئه گوشه دل از دیر و حرم نمی رسد

سر به هزار سنگ زن درد بهم نمی رسد

2

آنچه ز سجده گل کند نیست به ساز سرکشی

من همه جا رسیده ام نی به قلم نمی رسد

3

نیست کسی ز خوان عدل بیش ربای قسمتش

محرم ظرف خود نه ای بهر تو کم نمی رسد

4

راحت کس نمی شود زحمت دوش آگهی

خوابی اگر به پا رسد بر مژه خم نمی رسد

5

دعوی نفس باطل است رو به حقش حواله کن

مدعی دروغ را غیر قسم نمی رسد

6

تشنگی معاصی ام جوهر انفعال سوخت

بسکه رساست دامنم جبهه به نم نمی رسد

7

غیر قبول علم وفن چیست وبال مرد و زن

نامه کس سیاه نیست تا به رقم نمی رسد

8

دوری دامن تو کرد بس که ز طاقتم جدا

تا به ندامتی رسم دست به هم نمی رسد

9

هستی و سعی پختگی خامی فطرت است و بس

رنج مبرکه این ثمر جز به عدم نمی رسد

10

هیچ مپرس بیدل از خجلت نارسایی ام

لافم اگر جنون کند تا برسم نمی رسد

متن شعر کپی شد.