کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۷۰ - هوس تعین خواجگی ، به نیاز بنده نمی رسد...

1

هوس تعین خواجگی ، به نیاز بنده نمی رسد

رگ گردنی که علم کنی ، به سر فکنده نمی رسد

2

ز طنین غلغله مگس ، به فلک رسیده پر هوس

همه سوست باد بروت و بس ، که به پشم کنده نمی رسد

3

ز ریاض انس چه بو برد، سگ و خوک عالم هرزه تک

که به غیر حسرت مزبله به دماغ گنده نمی رسد

4

پی قطع الفت این و آن ، مددی به روی تنک رسان

که به تیغ تا نزنی فسان ، به دم برنده نمی رسد

5

زهوس قماشی سیم و زر، به جنون قبای حیا مدر

که تکلفات لباسها، به حضور ژنده نمی رسد

6

همه راست ناز شکفتنی، همه جاست عیش دمیدنی

من ازاین چمن به چه گل رسم ، که لبم به خنده نمی رسد

7

مگراز فنا رسد آرزو، به صفای آینه مشربی

که خراش تخته زندگی ز نفس برنده نمی رسد

8

به عروج منظرکبریا، نرسیده گرد تلاش ما

تو ز سجده بال ادب گشا، به فلک پرنده نمی رسد

9

به پناه زخم محبتی ، من بیدل ایمنم از تعب

که دوباره زحمت جانکنی به نگین کنده نمی رسد

متن شعر کپی شد.