کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۹۵ - گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد...

1

گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد

این داغ دل اولی ست که در سینه نباشد

2

صد عمر ابد هیچ نیرزد به گذشتن

امروز خوشی هست اگر دینه نباشد

3

لعل تو مبراست ز افسون مکیدن

این پسته تر مصرف لوزینه نباشد

4

تکرار مبندید بر اوراق تجدد

تقویم نفس را خط پارینه نباشد

5

بر شیخ دکانداری ریش است مسلم

خرس این همه سوداگر پشمینه نباشد

6

زاهد به نظر می کند از دور سیاهی

این صبح قیامت شب آدینه نباشد

7

لب کم شکند مهر ودیعتکده راز

گر تشنه رسوایی گنجنیه نباشد

8

از دل چو نفس می گذری سخت جنونی ست

ای بیخبر این خانه آیینه نباشد

9

گر حرف وفا سکته فروشد به تامل

در رشته الفت گره کینه نباشد

10

چون صبح اگریک نفس از خویش برآیی

تا بام فلک پیچ و خم زینه نباشد

11

بیدل حذر از آفت پیوند علایق

امید که در دلق تو این پینه نباشد

متن شعر کپی شد.