کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۱۸ - بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی باشا...

1

بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی باشا

زمین خانه خورشید جز گردون نمی باشد

2

شکست کار دنیا نیست تشویش دماغ من

خیال موی چینی در سر مجنون نمی باشد

3

کمند همتم گیرایی دارد که چون گردون

سر من نیز از فتراک من بیرون نمی باشد

4

به دامان قیامت پاک نتوان کرد مژگانم

نم چشمی که من دارم به صد جیحون نمی باشد

5

که دارد طاقت سنگ ترازوی عدم بود

کمم چندانکه از من هیچکس افزون نمی باشد

6

دم تقریر اگر گاهی نفس دزدم مکن عیبم

به طور اهل معنی سکته ناموزون نمی باشد

7

سواد راست بینی کردنست ای بیخبر روشن

خط ترسا هم اینجا آنقدر واژون نمی باشد

8

به سامان لباس از سعی رسوایی تبرا کن

عبارت جز گریبان چاکی مضمون نمی باشد

9

حذر کن از شکفتن تا نبازی رنگ جمعیت

جراحتها جز آغوش وداع خون نمی باشد

10

درین عبرت فضا تا کی بساط کر و فرچیدن

زمانی بیش گرد سیل در هامون نمی باشد

11

زر و مال آنقدر خوشترکه خاکش کم خوردبیدل

تلاش گنج جز سرمنزل قارون نمی باشد

متن شعر کپی شد.