کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۳۴ - به کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشد...

1

به کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشد

شبیخون به عمر خضر زنم که نفس شراب سحر کشد

2

نشد آن که از دل گرم کس به تسلیی کشدم هوس

بتپم درآینه چون نفس که زجوهرم ته پر می کشد

3

نگرفت گرد نه آسمان سر راه هرزه خرامی ام

مگرم تامل نقش پا مژه ای به پیش نظر کشد

4

دل آرمیده به خون مکش زتلاش منصب و عزتی

که فلک به رشته گوهرت بکشد زحلقت اگرکشد

5

ز لب فصیح وفا بیان به حدیث کین ندهی زبان

ستم است حنظل اگر کشی به ترازوبی که شکر کشد

6

نپسندی ای فلک آنقدر خلل طبیعت وحشتم

که چو موجم آبله های پا غم انفعال گهرکشد

7

زکمال طینت منفعل به چه رنگ عرض اثر دهم

مگر از حیا عرقی کنم که مرا ز پرده به در کشد

8

به حدیقه ای که شهید او کشد انتظار مراد دل

چو سحر نفس دمد از کفن که شکوفه ای به ثمر کشد

9

به سجود درگهش ای عرق تو ز بی نمی منما تری

که مباد سعی جبین من به فشار دامن تر کشد

10

نظری چو دانه دربن چمن به خیال ریشه شکسته ام

بنشینم آنهمه در رهت که قدم ز آبله سرکشد

11

سروبرگ همت میکشی ز دماغ بیدل ما طلب

که چو شمع ازهمه عضو خود قدح آفریند و درکشد

متن شعر کپی شد.