کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۳۷ - هرکه حرفی از لبت وامی کشد...

1

هرکه حرفی از لبت وامی کشد

از رگ یاقوت صهبا می کشد

2

بسکه مخمور خیالت رفته ایم

آمدن خمیازه ما می کشد

3

نازش ما بیکسان بر نیستی ست

خار و خس از شعله بالا می کشد

4

شوق تا بر لب رساند ناله ای

گرد دل دامان صحرا می کشد

5

می رویم از خویش وخجلت می کشیم

ذوق آغوش که ما را می کشد

6

عشق خونخوار از دم تیغ فنا

دست احسان بر سر ما می کشد

7

خودگدازی ظرف پیدا کردن است

اشک دریاها به مینا می کشد

8

عمرها شد پای خواب آلود من

انتقام از سعی بیجا می کشد

9

نی نشان دارم نه نام اما هنوز

همت من ننگ عنقا می کشد

10

می گریزم از اثرهای غرور

اشک هر جا سرکشد پا می کشد

11

محو عشق ازکفر و ایمان فارغ ست

خانه حیرت تماشا می کشد

12

بید ل از لبیک و ناقوسم مپرس

عشق درگوشم نواها می کشد

متن شعر کپی شد.