کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶۶ - کسی که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد...

1

کسی که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد

خدا عیوب وی از چشم هر که هست بپوشد

2

به دستگاه نشاید وبال بخل کشیدن

حذر کنید از آن آستین که دست بپوشد

3

بهار رنگ تماشاست الوداع تعلق

غبار نیست که چشمت دمی که جست بپوشد

4

تلاش موج جنون است نارسیده به گوهر

عیوب آبله پایان همین نشست بپوشد

5

کمال پر نگشاید به کارگاه دنائت

هوا بلندی خود در زمین پست بپوشد

6

ترحمی است به نخجیر اگر کمان کش ما را

سزد که چشم به وقت گشاد شست بپوشد

7

حیا به ضبط نگه مانع خیال نگردد

گمان مبر ره شوق آنکه چشم بست بپوشد

8

ز وهم جاه چه موهاست در دماغ تعین

غرور چینی این انجمن شکست بپوشد

9

گل بهشت شود غنچه بهر بوس دهانت

لب تو زاهد اگر عیب می پرست بپوشد

10

به طعن بیدل دیوانه سربرهنه نیایی

مباد کفش ز پا برکند به دست بپوشد

متن شعر کپی شد.