کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶۷ - رضاعت از برم چندانکه گردم پیر می جوشد...

1

رضاعت از برم چندانکه گردم پیر می جوشد

چو آتش می شوم خا کستر اما شیر می جوشد

2

ندارد مزرع دیوانگان بی ناله سیرابی

همین یک ریشه از صد دانه زنجیر می جوشد

3

دلم مشکن مبادا نقش بندد شکل بیدادت

زموی چینی اینجا خامه تصویر می جوشد

4

چه دارد انفعال طبع ظالم جز سیه رویی

عرق از سنگ اگربی پرده گردد قیر می جوشد

5

تبرا از شلایینی ندارد طینت مبرم

ز هرجایی که جوشد خار دامنگیر می جوشد

6

نفس سوز دماغ شرح و بسط زندگی تاکی

به این خوابی که دارم پا زدن تعبیر می جوشد

7

سراغ عافیت خواهی به میدان شهادت رو

که صد بالین راحت از پر یک تیر می جوشد

8

در این صحرا شکارافکن خیال کیست حیرانم

که رقص موج گل با خون هر نخجیر می جوشد

9

ز صبح مقصد آگه نیستم لیک اینقدر دانم

که سرتاپای من چون سایه یک شبگیر می جوشد

10

مگر از جوهر یاقوت رنگ است این گلستان را

که آب و آتش گل پر ادب تاثیر می جوشد

11

دماغ آشفته خاصیت، پنجاب وکشمیرم

که بوی هر گل آنجا با پیاز و سیر می جوشد

12

به ربط ناقصان بیدل مده زحمت ریاضت را

بهم انگورهای خام در خم دیر می جوشد

متن شعر کپی شد.