کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۰۰ - گر آیینه ات در مقابل نماند...

1

گر آیینه ات در مقابل نماند

خیال حق و فکر باطل نماند

2

نه صبحی ست اینجا نه بامی ست پیدا

کجا عرش وکو فرش اگر دل نماند

3

همین پوست مغز است اگر واشکافی

خیال است لیلی چو محمل نماند

4

نم خون عشاق اگر شسته گردد

حنا نیز در دست قاتل نماند

5

ز دانش به صد عقده افتاده کارت

جنون گرکنی هیچ مشکل نماند

6

نخواهی به تاب نفس غره بودن

که این شمع آخر به محفل نماند

7

نشان گیر ازگرد عنقا سراغم

به آن نقش پایی که درگل نماند

8

برد شوق اگر لذت نارسیدن

اقامت در آغوش منزل نماند

9

مجازآفرین است میل حقیقت

کرم گرکند ناز سایل نماند

10

نفس عالمی دارد اما چه حاصل

دو دم بیش پرواز بسمل نماند

11

جهان جمله فرش خیال است اما

ز صیقل گر آیینه غافل نماند

12

دل جمع دارد چه دنیا چه عقبا

چوگوهر شدی بحر و ساحل نماند

13

در این بزم ز آثار اسرارسنجان

چه ماند اگر شعر بیدل نماند

متن شعر کپی شد.