کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۱۶ - ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم...

1

ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم

چو برویید نباتش چو شکر بست زبانم

2

همه خوبی قمر او همه شادی است مگر او

که از او من تن خود را ز شکر بازندانم

3

تو چه پرسی که کدامی تو در این عشق چه نامی

صنما شاه جهانی ز تو من شاد جهانم

4

چو قدح ریخته گشتم به تو آمیخته گشتم

چو بدیدم که تو جانی مثل جان پنهانم

5

وگرم هست اگر من بنه انگشت تو بر من

که من اندر طلب خود سر انگشت گزانم

6

چو از او در تک و تابم ز پیش سخت شتابم

چو مرا برد به نارم دو چو خود بازستانم

7

چو شکرگیر تو گشتم چو من از تیر تو گشتم

چه شد ار بهر شکارت شکند تیر و کمانم

8

چو صلاح دل و دین را مه خورشید یقین را

به تو افتاد محبت تو شدی جان و روانم

متن شعر کپی شد.