کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۰۸ - زان نشئه که قلقل به لب شیشه دواند...

1

زان نشئه که قلقل به لب شیشه دواند

صد رنگ صریر قلمم ریشه دواند

2

چون شمع اگر سوخت سر و برگ نگاهم

خاکستر من شعله در اندیشه دواند

3

از عشق و هوس چاره ندارم چه توان کرد

سعی نفس است این که به هرپیشه دواند

4

خار و خس اوهام گرفته ست جهان را

کو برق که یک ریشه درین بیشه دواند

5

در ساز وفا ناخن تدبیر دگر نیست

فرهاد همان بر سر خود تیشه دواند

6

آنجا که خیالت چمن آرای حضور است

مژگان به صد انداز نگه ریشه دواند

7

در بزم تو شمعی به گداز آمده وقت است

رنگی به رخم غیرت هم پیشه دواند

8

محو است به خاموشی مستان نگاهت

شوری که نفس در نفس شیشه دواند

9

بیدل گهر نظم کسی راست که امروز

در بحر غزل زورق اندیشه دواند

متن شعر کپی شد.