کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱۵ - عمری ست رخت حسرتم از سینه بسته اند...

1

عمری ست رخت حسرتم از سینه بسته اند

راه نفس به خلوت آیینه بسته اند

2

وارستگی ز اطلس و دیبا چه ممکن است

این شعله را به خرقه پشمینه بسته اند

3

وحدتسرای دل نشود جلوه گا ه غیر

عکس است تهمتی که بر آیینه بسته اند

4

از نقد دل تهی ست بساط جهان که خلق

بر رشته نفس گره کینه بسته اند

5

گو پاسبان به خواب طرب زن که خسروان

دلها چو قفل بر در گنجینه بسته اند

6

مضمونی از خیال تامل رمیده ایم

تقویم حال ما همه پارینه بسته اند

7

غافل نی ام ز صورت واماندگان خاک

در پای من ز آبله آیینه بسته اند

8

چون شمع کشته عجزپرستان خدمتت

دستی ست نقش داغ که بر سینه بسته اند

9

بیگانه است شعله ز پیوند عافیت

از سوختن به خرقه ما پینه بسته اند

10

بیدل به سعد و نحس جهان نیست کار ما

طفلان دلی به شنبه و آدینه بسته اند

متن شعر کپی شد.