کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱۷ - جمعی که پر به فکر هنر درشکسته اند...

1

جمعی که پر به فکر هنر درشکسته اند

آیینه ها به زبنت جوهر شکسته اند

2

جرات ستای همت ارباب فقر باش

کز گرد آرزو صف محشر شکسته اند

3

با شوکت جنون هوس تخت جم کراست

دیوانگان در آبله افسر شکسته اند

4

بیماری مواد طمع را علاج نیست

صفرای حرص در جگر زر شکسته اند

5

در محفلی که سازش آفت سلامت است

آسایش از دلی که مکرر شکسته اند

6

کم فرصتی کفیل شکست خمارنیست

تا شیشه سرنگون شده ساغر شکسته اند

7

تغییر وضع ما اثر ایجاد وحشتی ست

دامان گل به رنگ برابر شکسته اند

8

از گردنم سرشته چه خیزد به غیر عجز

ماییم و پهلویی که به بستر شکسته اند

9

اندیشه غبار دل ما که می کند

خ ربان هزار آینه دز بر شکسته اند

10

محمل کشان برق نفس را سراغ نیست

گرد سحر به عالم دیگر شکسته اند

11

گردون غبار دیده ی همت نمی شود

عشاق دامن مژه برتر شکسته اند

12

پرواز کس به دامن نازت نمی رسد

گلهای این چمن چقدر پر شکسته اند

13

بیلد ل همین نه ما و تو نومید مطلبیم

زین بحر قطره ها همه گوهر شکسته اند

متن شعر کپی شد.