کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۲۸ - فرصت انشایان هستی گر تکلف کرده اند...

1

فرصت انشایان هستی گر تکلف کرده اند

سکته مقداری در این مصرع توقف کرده اند

2

از مآل زندگی جمعی که دارند آگهی

کارهای عالم از دست تاسف کرده اند

3

هستی و امید جمعیت جنون وهم کیست

عافیت دارد چراغی کز نفس پف کرده اند

4

در مزاج خلق بیکاری هوس می پرورد

غافلان نام فضولی را تصوف کرده اند

5

گشته اند آنهاکه در هنگامه اغراض پیر

موسفیدی را به روی زندگی تف کرده اند

6

در حقیقت اتحاد کفر و ایمان ثابت است

اندکی از بدگمانی ها، تخلف کرده اند

7

حسن یکتا کارگاه شوخی تمثال نیست

اینقدر آیینه پردازان تصرف کرده اند

8

بیدل از خوبان همین آیین استغنا خوش است

بر حیا ظلم است اگر با کس تلطف کرده اند

متن شعر کپی شد.