کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۱۹ - تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم...

1

تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم

بشکست جام توبه چو شراب عشق خوردم

2

به جمال بی نظیرت به شراب شیرگیرت

که به گرد عهد و توبه نروم دگر نگردم

3

به لب شکرفشانت به ضمیر غیب دانت

که نه سخره جهانم نه زبون سرخ و زردم

4

به رخ چو آفتابت به حلاوت خطابت

که هزارساله ره من ز ورای گرم و سردم

5

به هوای همچو رخشت به لوای روح بخشت

که بجز تو کس نداند که کیم چگونه مردم

6

به سعادت صباحت به قیامت صبوحت

که سجل آسمان را به فر تو درنوردم

7

هله ای شه مخلد تو بگو به ساقی خود

چو کسی ترش درآید دهدش ز درد در دم

8

هله تا دوی نباشد کهن و نوی نباشد

که در این مقام عشرت من از آن جمع فردم

9

بدهش از آن رحیقی که شود خوشی عشیقی

که ز مستی و خرابی برهد ز عکس و طردم

10

نه در او حسد بماند نه غم جسد بماند

خوش و پاک بازآید به سوی بساط نردم

11

به صفا مثال زهره به رضا به سان مهره

نه نصیبه جو نه بهره که ببردم و نبردم

12

بپریده از زمانه ز هوای دام و دانه

که در این قمارخانه چو گواه بی نبردم

13

پس از این خموش باشم همه گوش و هوش باشم

که نه بلبلم نه طوطی همه قند و شاخ وردم

متن شعر کپی شد.