کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۳۳ - گرد عجزم ، خوشخرامان سرفرازم کرده اند...

1

گرد عجزم ، خوشخرامان سرفرازم کرده اند

سجده واری داشتم گردون طرازم کرده اند

2

رنگی از شوخی ندارد حیرت آیینه ام

اینقدرها گلرخان تعلیم نازم کرده اند

3

صافی دل بیخودی پیمانه ای در کار داشت

کز شعور هر دو عالم بی نیازم کرده اند

4

نیستی سرچشمه توفان هستی بوده است

چون طلسم خاک خلوتگاه رازم کرده اند

5

پیش از این صد رنگ، رنگ آمیزی دل داشتم

این زمان یک ناله بی درد سازم کرده اند

6

سجده فرسود خم تسلیم اوضاع خودم

هم ز جیب خویش محراب نمازم کرده اند

7

چشم شوق الفت آغوش است سرتا پای من

سخت حیرانم به دیدار که بازم کرده اند

8

از هجوم برق تازیهای ناز آگه نی ام

اینقدر دانم که رحمی بر نیازم کرده اند

9

بیدلی ها یم دلیل امتحان بیغشی ست

نیستم قلب آشنا از بس گدازم کرده اند

متن شعر کپی شد.