کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۳۹ - آنها که رنگ خودسری شمع دیده اند...

1

آنها که رنگ خودسری شمع دیده اند

انگشت زینهار ز گردن کشیده اند

2

داغ تحیرم که نفس مایه های وهم

زپن چار سو امید اقامت خریده اند

3

جمعی کزین بساط به وحشت نساختند

چون اشک شمع لغزش رنگ پریده اند

4

خلقی به اشتهار جنونهای ساخته

دامن به چین نداده گریبان دریده اند

5

گوش و زبان خلق به وضع رباب و چنگ

بسیار گفتگوی سخن کم شنیده اند

6

تحقیق را به ظاهر و مظهر چه نسبت است

افسون احولی ست که آیینه دیده اند

7

مردان ز استقامت و همت به رنگ شمع

از جا نمی روند اگر سر بریده اند

8

بر دوش بید مصلحتی داشت بی بری

کز بار سایه نیز ضعیفان خمیده اند

9

رنج بقا مکش که نفس های پر فشان

درگلشن خیال نسیمی وزیده اند

10

غم شد طرب ز فرصت هستی که چون حباب

بر طاق عمر شیشه نگونسار چیده اند

11

رنگ بهارشرم ز شوخی منزه است

بیدل مصوران عرق می کشیده اند

متن شعر کپی شد.