کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۵۰ - چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند...

1

چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبند

ساغر بزم تحیر شو لب از آواز بند

2

موج آب گوهر از ننگ تپیدن فارغ است

لاف عزلت می زنی بال و پر پرواز بند

3

غنچه دیوان در بغل از سر به زانو بستن است

ای بهار فکر مضمونی به ابن انداز بند

4

خارج آهنگ بساط کفر و ایمانت که کرد

بی تکلف خویش را چون نغمه برهرسازبند

5

خرده گیران تیغ برکف پیش و پس استاده اند

یک نفس چون شمع خامش شو زبان گاز بند

6

برطلسم غنچه تمهید شکفتن آفت است

عقده ای از دل اگر واکرده باشی باز بند

7

نام هم معراج شوخیهاست پرواز ترا

همچو عنقا آشیان در عالم آواز بند

8

بی نیازی از خم و پیچ تعلق رستن است

از سر خود هرچه واگردی به دوش ناز بند

9

موج از بی طاقتیها کرد ایجاد حباب

بسمل ما را تپش زد بر پر پرواز بند

10

وصل حق بیدل نظر بربستن است از ماسوا

قرب شه خواهی ز عالم چشم چون شهباز بند

متن شعر کپی شد.