کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۵۸ - رنگ اطوار ادب سنجان به قانون ریختند...

1

رنگ اطوار ادب سنجان به قانون ریختند

مصرع موج گهر از سکئه موزون ریختند

2

کس به نیرنگ تبسمهای خوبان پی نبرد

کز دم تیغ حیا خون چه مضمون ریختند

3

بی نیازیهای خوبان میل قتل کس نداشت

خشکسالی بر حنا زد کز هوس خون ریختند

4

آبرو چندان درین ایام شد داغ تری

کز خجالت ابرها باران به جیحون ریختند

5

خرمی در شش جهت فرش است از رنگ بهار

اینقدر خون از دم تیغ که گلگون ریختند

6

شغل اسباب تعلق عالمی را تنگ داشت

دست بر هم سوده گردی کرد هامون ریختند

7

تا قیامت رنج خست می کشد نام لئیم

زر به هرجا شد گران بر دوش قارون ریختند

8

تا شکست اعتبار خود سران روشن شود

گرد چینی خانه ها از موی مجنون ریختند

9

تا بنای فتنه بی پا و سر گیرد ثبات

خاک ما بر باد می دادند گردون ریختند

10

با چکیدن ، خون منصور مرا رنگی نبود

جرعه ای در ساغر سرشار افزون ریختند

11

عشق غیر از عرض رسوایی ز ما چیزی نخواست

راز این نه پرده ما بودیم بیرون ریختند

12

گوهری در قلزم اسرار می بستند نقش

نقطه ای سر زد ز کلک بیدل اکنون ریختند

متن شعر کپی شد.