کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۲۹ - و له ایضا فی مدحه

1

چه جوهرست که هست اعتبار آتش و آب

چه گوهرست که زیبد نگار آتش و آب

2

چه لعبتست که چون کودکانش مادر دهر

نموده تربیت اندر کنار آتش و آب

3

دوام دولت و دین و ثبات چرخ و زمین

قرار خاک و هوا و مدار آتش و آب

4

مگر توگویی معمار چرخ کرده بنا

شگفت باره یی اندر دیار آتش و آب

5

چه ساحریست که فوجی ضعیف مورچگان

نمی روند برون از حصار آتش و آب

6

سمندرست همانا درست یا خرچنگ

که گشته اند ز هرگوشه یار آتش و آب

7

به نیکخواه بود آب و بر عدو آتش

بلی به دهر بود پرده دار آتش و آب

8

گهیش مهد تقاضا بودگهی دامن

که شیرخواری هست از تبار آتش و آب

9

سبب تماثل با وی بود وگرنه چرا

به خاک و باد بود افتخار آتش و آب

10

شکار وی نبود غیر صید جان آری

نکو نباشد جز جان شکار آتش و آب

11

به راستی که نزیبد نشیمنش به جهان

به غیر دست خداوندگار آتش و آب

12

ابوالشجاع بهادر حسن شه آنکه بود

حسام سر فکنش پیشکار آتش و آب

13

به قهر و لطف چنان آب آب و آتش برد

که باد و خاک بود مستجار آتش و آب

14

ز سیر خنگش کز تندباد برده گرو

شد از زمین به فلک زینهار آتش و آب

15

تبارک الله از آن باد سیرخاک سکون

که در زمانه بود یادگار آتش و آب

16

زکین و مهر تو هر لحظه در خروش آیند

دلم بسوزد بر روزگار آتش و آب

17

یکی به قهرتو ماند یکی به رحمت تو

بلی عبث نبود اقتدار آتش و آب

18

به خشم و لطف تو اندک تشابهی دارد

وگرنه از چه بود اشتهار آتش و آب

19

اگر به رشته لطفت نبود پیوسته

گسسته بود ز هم پود و تار آتش و آب

20

چنان ز آتش و آبم به موزه سنگ فتاد

که کیک افکنم اندر ازار آتش و آب

21

الا به دور جهان تا که تیر و تیغ ترا

همی قضا شمرد در شمار آتش و آب

22

ز تیر و تیغ تو کز آب و آتش افزونست

همیشه باد عدو خاکسار آتش و آب

متن شعر کپی شد.