کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۸۰ - روزگاری که به عشق از هوسم افکندند...

1

روزگاری که به عشق از هوسم افکندند

بال و پر کنده برون قفسم افکندند

2

ما و من خوش پر و بالی به خیال انشا کرد

مور بودم به غرور مگسم افکندند

3

تا کند عبرتم آگاه ز هنگامه عمر

در تب و تاب شمار نفسم افکندند

4

خون خشکم جوی از قدر نیرزبد آخر

صد ره از پوست برون چو عدسم افکندند

5

نقش پا کرد تصور به تغافل زد و رفت

در ره هر که خط ملتمسم افکندند

6

ناز دارم به غباری که ز بیداد فلک

سرمه شد تا به ره دادرسم افکندند

7

چه توان کرد سراغ همه زین دشت گم است

در پی قافله بی جرسم افکندند

8

شکوه من ز فراموشی احباب خطاست

از ادب پیش گذشتم که پسم افکندند

9

سخت زحمتکش اسباب جهانم بیدل

چه نمودند که در دیده خسم افکندند

متن شعر کپی شد.