کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۶۱ - سالکان راه را محرم شدم...

1

سالکان راه را محرم شدم

ساکنان قدس را همدم شدم

2

طارمی دیدم برون از شش جهت

خاک گشتم فرش آن طارم شدم

3

خون شدم جوشیده در رگ های عشق

در دو چشم عاشقانش نم شدم

4

گه چو عیسی جملگی گشتم زبان

گه دل خاموش چون مریم شدم

5

آنچ از عیسی و مریم یاوه شد

گر مرا باور کنی آن هم شدم

6

پیش نشترهای عشق لم یزل

زخم گشتم صد ره و مرهم شدم

7

هر قدم همراه عزرائیل بود

جان مبادم گر از او درهم شدم

8

رو به رو با مرگ کردم حرب ها

تا ز عین مرگ من خرم شدم

9

سست کردم تنگ هستی را تمام

تا که بر زین بقا محکم شدم

10

بانگ نای لم یزل بشنو ز من

گر چو پشت چنگ اندر خم شدم

11

رو نمود الله اعلم مر مرا

کشته الله و پس اعلم شدم

12

عید اکبر شمس تبریزی بود

عید را قربانی اعظم شدم

متن شعر کپی شد.