غزل · عرفی
غزل شماره ۷۵ - ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست...
1
ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
درویش جهانیم و هما در قفس ماست
2
آن زهر پرستی که بود در شکرستان
بیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست
3
آن کعبه روانیم که در بادیه ی راز
خاموشی جاوید فغان جرس ماست
4
از لذت امید تماشای تو مردن
در باغ تمنا ثمر پیش رس ماست
5
مرغان اجابت همه بریان و کبابند
در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست
6
عرفی کس ما هر که بود حیله فروش است
در بی کسی آویز که بی گفت کس ماست