کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴ - حیرت ملازم گل رخساره کسی است...

1

حیرت ملازم گل رخساره کسی است

دیوانه گی نتیجه نظاره کسی است

2

از جام کینه ام چو رود مست و خون چکان

می بارد از رخش که ستمگاره کسی است

3

غمخوار نیست هر که بود غمگسارجوی

بیچاره آن که منتظر چاره کسی است

4

از خاک گشتگان تو هر گل که می دمد

معلوم می شود که دل پاره کسی است

5

فارغ ز خیرگی نگر در روی آفتاب

این دیده آزموده نظاره کسی است

6

عرفی در آب و آتش اگر می رود روا است

بازش میاورید که آواره کسی است

متن شعر کپی شد.