غزل · عرفی
غزل شماره ۱۰۹ - یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است...
1
یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
با زاهدان سرودی ازین باب گفتنی است
2
هزگز شکست توبه ملولم نداشته است
این نکته در میانه ی اصحاب گفتنی است
3
ای مردم وصال غم و دور ماندگان
بشنو که حال تشنه به سیراب گفتنی است
4
نتوان به گفتگو به حقیقت رسید، لیک
افسانه ای ز گوهز نایاب گفتنی است
5
دیدم به خواب کان لب لعلم به کام بود
گر واقع است و گر غلط این خواب گفتنی است
6
ابله کسی که عیب خود از دوست نشود
با دوستان حکایت ازین باب گفتنی است
7
در آتشم درون و برون جوش می زند
این حرف در میان تب و تاب گفتنی است
8
عرفی مگو به تیره شب هجر حرف می
حرفی است این که در شب مهتاب گفتنی است