کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۰ - آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست...

1

آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست

تا هست او به ملک دلم روشناس نیست

2

گر خلق پاسبان متاع سلامت اند

محنت متاع ماست که محتاج پاس نیست

3

با گفته در مساز که گفتار پرده است

هر نکته ای که گفته شود بی لیاس نیست

4

شیر آیدم به راه و بر او بر غلط کنم

ور نه به راه عشق مگس بی هراس نیست

5

منزل شناس عشق گرامی بود ولی

منزل چو نیست قیمت منزل شناس نیست

6

عرفی به شکر نعمت غم کوتهی مکن

کز دوست دشمنان بتر از ناسپاس نیست

متن شعر کپی شد.