کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰ - کسی که در رهش از پا و سر خبردار است...

1

کسی که در رهش از پا و سر خبردار است

نه عاشق است که در بند کفش و دستار است

2

غمی به گرد دلم جلو ه گر شده که از آن

غباری ار بنشیند بر آسمان بار است

3

بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی

که در خرابه ما زین متاع بسیار است

4

بر آستانه او عاشقانه جان درباخت

رضی که در غم عشقش هنوز بیمار است

متن شعر کپی شد.