کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹ - تا از بر چشم آن جوان رفت...

1

تا از بر چشم آن جوان رفت

بینائی چشم ما از آن رفت

2

رفتم که از آن کناره گیرم

هر چیز که بود از میان رفت

3

دل رفت که دوست کام گردد

بیچاره بکام دشمنان رفت

4

از ذوق سماع در خروشم

تا نام که باز بر زبان رفت

5

ای از همه مانده بر سر هیچ

جهدی جهدی که کاروان رفت

6

خود را به کنار خود ندیدیم

تا از که حدیث در میان رفت

7

اندیشه کجا رسد به کنهش

بر چرخ کسی به نردبان رفت؟

8

دیگر ز ندامتم چه حاصل

اکنون که چو تیرم از کمان رفت

9

تعیین قدر نمیتوان کرد

از تیر قضا کجا توان رفت

10

از کشتن من زیان چه داری؟

حرفیست که در میان، زیان رفت

11

چون رفت ز بام سوی خلوت

گوئی تو که ماه ز آسمان رفت

12

شد خاک رضی بر آستانش

رفته رفته بر آسمان رفت

متن شعر کپی شد.