کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶ - نمیاید چو از دل بر زبان درد...

1

نمیاید چو از دل بر زبان درد

ز دل بیرون کنم خود گو چسان درد

2

نهم از درد تو تا میتوان داغ

کشم از داغ تو تا میتوان درد

3

اگر این است راحتها، همان رنج

اگر این است آسایش همان درد

4

به دردسر نمیارزد جهان هیچ

سر ما خود ندارد هیچ از آن درد

5

ز دردم استخوان فرسود اکنون

کند مغزم بجای استخوان درد

6

به بخت ما بروید از زمین داغ

به وقت ما ببارد ز آسمان درد

7

مسیحا گو مدم بر ما که ندهیم

به عمر جاودانی یک زمان درد

8

چه خواهد شد که گوید کشته ماست

غمت را اینقدر آمد زبان درد

9

رضی سان کار بی دردان بسازم

گر از مرگم دهد این بار امان درد

متن شعر کپی شد.