غزل · رضی الدین آرتیمانی
غزل شماره ۳۲ - حیف که اوقات ما تمام هبا شد...
1
حیف که اوقات ما تمام هبا شد
عمر گرانمایه صرف چون و چرا شد
2
ما حصلی خود نداشت غیر ندامت
حیف ز عمری که صرف مهر و وفا شد
3
آنکه جمال تو دید بی دل و دین گشت
و آنکه وصال تو یافت بی سر و پا شد
4
یار شد اغیار و روزگار دگر شد
روزی کافر مباد آنچه به ما شد
5
دین و دلی داشتیم و خاطر جمعی
زلف پریشان و چشم مست بلا شد
6
غیر نکرد آنچه ما ز خویش کشیدیم
هجر نکرد آنچه روز وصل بما شد
7
دربدر افتاد و اختیار نماندش
از درت آنکو به اختیار جدا شد
8
مرگ رضی موجب ملال تو گردید
زنده بلا بس نبود مرده بلا شد