کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷ - شب دوشم جمالی در نظر بود...

1

شب دوشم جمالی در نظر بود

کزو هر ذره خورشید دگر بود

2

تامل در رخش چندانکه کردم

ملاحت از ملاحت، بیشتر بود

3

سحر آشفته دیدم شام زلفش

عجب شامی؟ که بر روی سحر بود

4

مگر دوشینه شب بر بام بودی

که بحر و بر پر از شمس و قمر بود

5

نشستم تا کمر در خون دیده

ز موئی که پریشان تا کمر بود

6

ندیدم مادری خورشید زاید

تو را مادر مگر خورشید گر بود

7

چنان اندیشه حسنش کند کس

که از اندیشه بسیاری به در بود

8

تهی میخانه کرد و در خمار است

رضی کز بوی می زیر و زبر بود

متن شعر کپی شد.