کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰ - آن برو رویست یا نور است یا قرص قمر...

1

آن برو رویست یا نور است یا قرص قمر

آن لب لعل است یا جانست یا تنگ شکر

2

طاق ابرویست یا مهراب دل یا ماه نو

نرگس شهلاست یا چشم است یا بادام تر

3

آن قد و بالاست یا سرو سهی یا شاخ گل

و آن سر زلفست کرده عالمی زیر و زبر

4

چون کنم وصف سراپای تو را ای بینظیر

چون سراپای تو میسازد مرا بی پا و سر

5

بی تامل میکشی چه بی زبان چه بیگناه

بی تکلف میبری، چه دل، چه دین، چه جان، چه سر

6

خوش نداری طور هر طرزی که آیم پیش تو

اینچنین بودست طرز عشق یا طور دگر

7

دل کند جان تا تماشایش کند، لیکن چه سود

میرود چون از تماشایش دل از جان بیشتر

متن شعر کپی شد.