کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱ - بی پرده برون میا که بسیار...

1

بی پرده برون میا که بسیار

دین و دل و دست رفته از کار

2

در حلقه تار و مار زلفت

بس سبحه که شد بدل به زنار

3

در دور دو چشم شوخ و مستت

بس گوشه نشین که شد قدح خوار

4

زنهار ز دست دوست گفتن

زنهار دگر مگوی زنهار

5

شستیم دو دست خود ز ایمان

بستیم میان خود به زنار

6

مطرب دستی به چنگ میزن

ساقی پائی به رقص بردار

7

برقع ز جمال خود برافکن

تا سنگ آرد به عشقت اقرار

8

بر مار گذر کنی بگیرند

پازهر بجای زهر از مار

9

یک عشوه و صد جهان دل و جان

یک شعله و عالمی خس و خار

10

بخرام به مرده و بر انگیز

از عظم رمیم جان طیار

11

ما جهد بسی بکار بردیم

خود جهد نبرده است در کار

12

تا چند رضی ز بردباری

شد از تو خدا ز خلق بیزار

13

بیچاره رضی که مست و حیران

دیوانه فتاده بر درت زار

متن شعر کپی شد.