کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶ - چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش...

1

چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش

دریغا خضر ما شرمنده گردد ز آب حیوانش

2

نه از رنگ تو رنگی داشت نه از بوی تو بوئی

ز غیرت چاک زد هر سو ز صد جا، گل گریبانش

3

چو آن بلبل که در بستان ز سنبل آشیان دارد

دل آشفته ام جمعی است در زلف پریشانش

4

چو موسی گر زدود شعله ای در پیچ و تاب افتد

همیشه داردم در پیچ و تاب آن زلف پیچانش

5

مشو چندین بلند از خاک قصر خود تماشا کن

که قیصر رفت بر باد فنا بر قصر و ایوانش

6

رضی سان سرخ دارم از طپانچه روی خود ترسم

که رنگ لاغری از کشتنم سازد پشیمانش

متن شعر کپی شد.