غزل · رضی الدین آرتیمانی
غزل شماره ۴۷ - مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ...
1
مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ
که زخم بر سر زخم است و داغ بر سر داغ
2
مرا چنانکه منم بینی و نگوئی هیچ
ازین تغافل جانسوز سخت داغم داغ
3
اگر جگر جگر و دل دلم خورد، شاید
که پیش آن گل رعنا، یکیست بلبل و زاغ
4
ملاف هیچ بر عاشقانش از خورشید
به آفتاب پرستان چه دم زنی ز چراغ
5
نسیم وصل پریشان و بی دماغم کرد
نساخت گلخنیان را هوای گلشن داغ
6
کسش نیافت نشان آنکه از تو یافت نشان
کسش نیافت سراغ آنکه از تو یافت سراغ
7
دگر بسان رضی عاشقی نخواهی یافت
بگردی ار همه ویرانه جهان به چراغ