کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹ - همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم...

1

همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم

همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم

2

وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت

چه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم

3

گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم

حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم

4

دست و پایم طپش دل همه از کار فکنده

چشم بر جلوه دیدار نیفتاده هنوزم

5

غصه بی غمیم داغ کند ور نه بگویم

داغ بی دردیم از پا فکند ور نه بسوزم

6

رضیم، جمله آفاق فروزان ز چراغم

همچو مه، چشم بدریوزه خورشید ندوزم

متن شعر کپی شد.