کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۱ - با رخ همچو صبح و زلف چو شام...

1

با رخ همچو صبح و زلف چو شام

بامدادان بر آی بر لب بام

2

تا بدانند نور از ظلمت

تا شناسند صبح را از شام

3

بگذری گر ز معبد گبران

ور بر آئی به قبله اسلام

4

نشناسند زاهدان محراب

نپرستند کافران اصنام

5

محض عشوه است مر تو را ترکیب

وز کرشمه است مر تو را اندام

6

از دعای فرشته بیزارم

گر از آن لب دهی مرا دشنام

7

گر بسنجی تو عقل را با عشق

می بدانی تو نور را ز ظلام

8

نکنی فرق نیک را از بد

نشناسی حلال را ز حرام

9

دور از آن آستان نمی میرم

آه از این روی، آه از این اندام

10

قصه خود رضی بیا و مگو

از تو چون کس نمیبرد پیغام

متن شعر کپی شد.