کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱ - آنچه من از تو، خدا می بینم...

1

آنچه من از تو، خدا می بینم

همه جا خوف و رجا می بینم

2

با وجود همه نومیدیها

همه امید روا می بینم

3

پای تا سر همه عصیان و خطا

همه پاداش خطا می بینم

4

دیده بر دوز ز خود تا بینی

کز کجا تا به کجا می بینم

5

با وجودی که تو را نتوان دید

من چه گویم که چها می بینم

6

از همه چیز تو را میشنوم

در همه چیز تو را می بینم

7

نیست جائی که نباشی آنجا

از سمک تا به سما می بینم

8

خسته دلها همه خرم دیدم

بسته درها همه وا می بینم

9

پا نهادم چو رضی در طلبت

سر خود در ته پا می بینم

متن شعر کپی شد.