کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰ - ای که بجز دلبری تو کار نداری...

1

ای که بجز دلبری تو کار نداری

کار جز آزار جان زار نداری

2

ای همه داروی دل مگر تو بهشتی

وی همه آرام جان مگر تو بهاری

3

آنچه دل دشمنان بهم نسپندد

چند تو بر جان دوستان بگماری

4

بگسلم از جان و دل اگر بپذیری

بگذرم از هر چه هست اگر بگذاری

5

ریخت دلم آبرو که خونش بریزی

عذر نگوئی و گر بهانه نیاری

6

چند بر آن در روی و بار نیابی

مردنت اولی دلا که عار نداری

7

دور از آن مایه حیات نمرده است

زنده رضی را دگر برای چه داری

متن شعر کپی شد.