کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷ - نه رسم دیر و نه آئین کعبه میدانی...

1

نه رسم دیر و نه آئین کعبه میدانی

ندانمت چه کسی، کافری، مسلمانی

2

بمال و جاه چه نازی، که شخص نمرودی

بخورد و خواب چه سازی که نفس حیوانی

3

تمیز نیک و بد از هم نکردنت سهل است

بلاست اینکه تو بد نیک و نیک بد دانی

4

درین جهان ز تو حیوان بجان خود مانده

که ره بسی است ز تو تا جهان انسانی

5

بغیر انسان هر چیز گویمت شادی

بغیر آدم هر چیز خوانمت آنی

6

چه جانور کنمت نام مانده ام حیران

بهیچ جانوری غیر خود نمیمانی

7

چه لازم است مدارا د گر به دشمن و دوست

کنون که گشت رضی کشتی تو طوفانی

متن شعر کپی شد.