کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۹۱ - خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم...

1

خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم

گفتار دو جهان را از یک دهان برآرم

2

از خود برآمدم من در عشق عزم کردم

تا همچو خود جهان را من از جهان برآرم

3

زنار نفس بد را من چون گلوش بستم

از گفت وارهم من چون یک فغان برآرم

4

والله کشانم او را چندان به گرد گردون

کز جان دودرنگش آتش عیان برآرم

5

ای بس عروس جان را روبند تن ربایم

وز عشق سرکشان را از خان و مان برآرم

6

این جمله جان ها را در عشق چنگ سازم

وز چنگ بی زبان من سیصد زبان برآرم

7

پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی

کز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم

متن شعر کپی شد.