غزل · رضی الدین آرتیمانی
۶
1
شدم صیدی که نتوان زد تغافل
به صیادی که داند زخم کاری است
2
بلا گردان آن صیاد گردم
که بی دانه درین دامم فکنده است
غزل · رضی الدین آرتیمانی
شدم صیدی که نتوان زد تغافل
به صیادی که داند زخم کاری است
بلا گردان آن صیاد گردم
که بی دانه درین دامم فکنده است