غزل · رضی الدین آرتیمانی
۱۲
1
هم آغوش که شد یا رب که امشب
خجالت میتراود از نگاهش
2
ز بوی مشک من مدهوش گشتم
نهادم سر چو اندر خاک راهش
غزل · رضی الدین آرتیمانی
هم آغوش که شد یا رب که امشب
خجالت میتراود از نگاهش
ز بوی مشک من مدهوش گشتم
نهادم سر چو اندر خاک راهش