غزل · عرفی
غزل شماره ۱۷۵ - تشنه ام رطل گران خواهم گزید...
1
تشنه ام رطل گران خواهم گزید
آتش آتش نشان خواهم گزید
2
جنت ار عرض متاع خود دهد
انتعاش ابلهان خواهم گزید
3
گر به خون خوردن دهندم اختیار
خون گنج شایگان خواهم گزید
4
نفس اگر یوسف شود نیکو بود
گرگ را یوسف به جان خواهم گزید
5
گفته بودم چون بدین در شه شوم
برتر از ملک کیان خواهم گزید
6
آنچه بگزینم بگیرند ار ز من
آنچه بستانم از آن خواهم گزید
7
این ندانستم که از بخت زبون
آنچه عرفی خواهد، آن خواهم گزید