کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۰ - ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد...

1

ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد

هست بیگانه مرا آن که الم نشناسد

2

من و آن غمزه که چون تیغ برآرد ز میان

طایر بتکده و مرغ حرم نشناسد

3

شرم باد از صنمی، برهمنی را که اگر

در حرم دیده گشاید به صنم، نشناسد

4

یا رب آن کس که کند تهمت شادی بر من

تا ابد کام دلش لذت غم نشناسد

5

با شهیدان شهادت که غم راز لبم

زخم ما مرهم و الماس به هم نشناسد

6

دل عرفی بود آسوده ز هر بود و نبود

دو جهانی که وجود است، عدم نشناسد

متن شعر کپی شد.