کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۷ - ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند...

1

ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند

که جام می شکنند و زجاج می طلبند

2

فروغ مشعله شمع راه تیره دلان

چراغ در دل شب های داج می طلبند

3

شکوه تاج شکستند و تخت مرگ زدند

ز هم نهان تخت و تاج می طلبند

4

مباد لذت بیماری دل آنان را

که اعتدال ز بهر مزاج می طلبند

5

فغان ز جلوه آن هست که اهل دین به دعا

ز بهر طاعت ایزد، رواج می طلبند

6

گذر به کوچه همت مبادشان، عرفی

که کام دل ز در احتیاج می طلبند

متن شعر کپی شد.