کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۱ - هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می شود...

1

هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می شود

این همه غوغا برای نیم جانی می شود

2

عشق باغ دل نشین دارد، که مرغ دل در او

گر نشیند بر گیاهی ، آشیانی می شود

3

هر که بنشیند به طرف خوان گردش های دهر

گر ستاند یک نواله، میزبانی می شود

4

کیمیاگر نشایی دارد که داروی مسیح

گر به دستش اوفتد، درد گرانی می شود

5

در رهت غم گر پدید آید به تسلیمش سپار

گر به دست چاره بسپاری جهانی می شود

6

گر به مستی هرزه قانونی فروچیند کسی

در میان مردم عالم زبانی می شود

7

جان فدای همت عرفی که چون جولان کند

گر زمین گیرد عنانش، آسمانی می شود

متن شعر کپی شد.