غزل · عرفی
غزل شماره ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند...
1
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند
2
ای بی غمان حذر که غزالان مست یار
فتراک عمر عافیت آویز می کنند
3
شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من
کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند
4
برخون کشته تو ملایک زنند جوش
این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند
5
معمور باد سینه عرفی که درد و غم
تعمیر این زمین بلا خیز می کنند