کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۰۸ - ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم...

1

ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم

باغم چه می بری چو تویی باغ و گلشنم

2

عمری است کز عطای تو من طبل می خورم

در سایه لوای کرم طبل می زنم

3

می مالم این دو چشم که خواب است یا خیال

باور نمی کنم عجب ای دوست کاین منم

4

آری منم ولیک برون رفته از منی

چون ماه نو ز بدر تو باریک می تنم

5

در تاج خسروان به حقارت نظر کنم

تا شوق روی توست مها طوق گردنم

6

با ماهیان ز بحر تو من نزل می خورم

با خاکیان ز رشک تو چون آب و روغنم

7

گر چه ز بحر صنعت من آب خوردنی است

چون ماهیم نبیند کس آب خوردنم

8

گر ناخن جفا بخراشد رگ مرا

من خوش صدا چو چنگ ز آسیب ناخنم

9

خود پی ببرده ای تو که رگ دار نیستم

گر می جهد رگی بنما تاش برکنم

10

گفتی چه کار داری بر نیست کار نیست

گر نیست نیستم ز چه شد نیست مسکنم

11

نفخ قیامتی تو و من شخص مرده ام

تا جان نوبهاری و من سرو و سوسنم

12

من نیم کاره گفتم باقیش تو بگو

تو عقل عقل عقلی و من سخت کودنم

13

من صورتی کشیدم جان بخشی آن توست

تو جان جان جانی و من قالب تنم

متن شعر کپی شد.