کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۵ - خوش آن که حیرتم از جلوه جمال تو باشد...

1

خوش آن که حیرتم از جلوه جمال تو باشد

هجوم گریه ام از باده وصال تو باشد

2

چنین که حسن تو را فتنه دوست کرده ، ندانم

برای اهل قیامت ، چه در خیال تو باشد

3

به وصل چون بگدازد به حسرت تو سزاست

که مانع نگهش هم انفعال تو باشد

4

ز ضعف خویش هلاکم امید و می ترسم

که زنده مانم و این باعث ملال تو باشد

5

دم نزع چو ندیدم کسی به حال تو عرفی

مگر کسی که دل از جان کند، حلال تو باشد

متن شعر کپی شد.